تبليغاتX
زمزمه های مظلومانه :: یاس های پر پر شده
زمزمه های مظلومانه
یاس های پر پر شده
عمه ام زینب 

 

یاس دلش را فدای برادرش کرد .اشک چشمانش را بهر دوای دامن آتش گرفته ای بچه های برادرش کرد.آن روز ها که آفتاب می درخشید نام حسین نیز در محسن قلب زینب

می در خشید.آنروز ظهر که علی اکبر و رقیه از فرط تشنگی بی تابی می کردند زینب آشفته و سر گردان در سرای کربلا می دوید و اشک می ریخت عجب غوغای بود.

دلش بی قرار بود ,ناراحت از اینکه قطره ای آبی بهر تشنگی بچه ها نبود .ناراحت از اینکه طاقت دیدن قطرات شبنم گونه هایشان را نداشت.

دیگر چه بگویم .صدای گریه کردن رقیه دلش را آتش می زد و پاهایش را مثل گهواره برای آرام کردن علی اضغر عزیزش تکان می داد.این زینب را بی قرار تر نمایان می کرد.

 شنیدن حرف های رقیه که عمه بابایم کجاست مانند خنجری که بر قلبش هجوم آورده بر قلبش سنگینی می کرد.

((آری باید بیاموزیم آموخته های که در زندگی از زینب می توان الگو گرفت))

|+|
نوشته شده توسط عاشق در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 2:2
مهمونی 

بچه ها بیان که مهمونی شده

سروصورت بابا خونی شده                                                                        

تن اکبر شده قبله بابا

کنارش نشسته رو خاک عزا

پاره های تن اکبر و داره

تیکه تیکه از زمین ورمی داره

با دستاش توی عبای می زاره

هی آروم آروم داره اشک می باره

می گه ای لاله پرپر بابا

بعد تو بی بال و بی پره بابا

تا قیامت دیدها تره بابا

چه کنم اینا مقدره بابا

می گه ای اکبر مهربون من

چه زود آوردی بابا خزون من

می گه ای چهره تومثل نبی

چی جواب مادرت بدم علی

اندازه یه کوه پر درد بابا

چه جوری به خیمه بر گرده بابا

ای که طولانی شده سجده تو

آخرش ندیدم اون حجله تو

نیاد اون دم که بابا زنده باشه

از جونش ولی شرمنده باشه

لشکر دشمن اسیر دشنمه

بابا جون اما بدون که تشنمه

مگه مادرت بابا فاطمه نیست

دشمانارو واسه چی واهمه نیست

مگه حیدر چه بدی کرده بابا

که باید کشته بشی تو کربلا

در خونمون آتش گرفته بود

دل هامون توشعله هاش برشته بود

این ها هم زاده اون نامرداند

اینا هم به انتظارفردا اند

می دونی آی بابا جون گرگن اینا

دل پیغمبر و آزردن اینا

|+|
نوشته شده توسط عاشق در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 13:51
محرم آمد 

این روزها چه در سر داری؟؟؟

مبادا دنیایت تو را از حسین(ع) و یارانش .تو را از دعای خیر زینب (س) .تو را از آزاد شدن و.....

دور سازد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حـتی خـدا مـيان حسـينيهء غمـش

سوگند خورده است به ماه محرمش

شبهای قدر محترم و با فضيلت اند

امّـا نمی رسند به شبهای مـاتمش

اين دستمال گـريه پر از نـور می شود

وقتی به دست روضـهء خورشيد می دمش

چشمی كه از برای تو گريان نمی شود

بايد حـواله داد به دست جـهنمش 

|+|
نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 1:40
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک 

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

|+|
نوشته شده توسط عاشق در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 22:5
 

هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.

|+|
نوشته شده توسط عاشق در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 22:2
دل مي تپد براي حسين (ع) 


محرم آمد و دل مي تپد براي حسين

شعار بزم سخن نام دلگشاي حسين

 

ز بردباري خورشيد بسي عجيب باشد

که ذره، ذره نگرديد در عزاي حسين

 

صداي شبنم مهتاب با نسيم سحر

ز شوق بوسه بباريد بر لقاي حسين

 

ستاره ها همه خاموش در حريم سپهر

ز آه ناله ي طفلان و اقرباي حسين

 

مرام راه حسين است درس مکتب ما

به عاشقان وفادار بر ولاي حسين

 

درود بر همه ي شاهدان و جان بازان

علي الخصوص بر سقاي با وفاي حسين

 

بهانه شمع بود صادقانه پروانه

کند به شيوه عشاق جان فداي حسين

 

حسين سرچشمه مهر و وفا بود

و نور ديدگان مصطفي بود

 

و آن گنجينه شهر مدينه

نصيب خاک پاک 

|+|
نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:57
 

حسین فاطمه سلام ,حسین با وفا سلام

حسین مظلوم علی ,شهید کربلا سلام

تو حسین زهرای, تو طبیب دلهای

تو به دردم دوایی,توشفیع فردایی

مولا مولا یا مولا حسین ابا عبدالله

زینبی که اگه یک روز اراده سفر می کرد

عباسشو خبر می کرد قاسم شو صدا می کرد

زینبی که می رفت بقی سر بزنه به مادرش

مدینه رو قروب ابوفاضل با لشکرش

حالا باید سفر کنه با بچه های بی پناه

گاهی می ره تا القمه دور می زنه تو قتلگاه

شاید می خواد برای تو پیراهنی پیدا کنه

تو حسین زهرایی, تو طبیب دلهایی

تو به دردم دوایی ,توشفیع فردایی

مولا مولا یا مولا حسین ابا عبدالله

مولا مولا یا مولا حسین ابا عبدالله

|+|
نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت 12:37
یا ابا صالح 

ابا صالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کاظمین رفتی کربلا رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدار قبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

ابا صالح یا ابا صالح التماس دعا یا ابا صالح

زیارتنامه که می خوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی مادرت کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی فبر مادرت زهرا و زیارتگاه را

همان لحظه که به احوالش القوا رفتی یاد ما هم باش

ابا صالح یا ابا صالح التماس دعا یا ابا صالح

|+|
نوشته شده توسط عاشق در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 15:58
گلی بودو نگاری 

گلی بودو نگاری حسین بودو بهاری

همه مر دم کوفه ز دورش متواری

همه یار یزیدن زدین حق فراری

حسین تشنه و عطشان هوا گردو غباری

آخ دلش تنگ ودلش تنگ,اسیرشرو نیرنگ

دلش پرز زمانه از این مردم صد رنگ

به همراه حسین است یکی خواهر زاری

زند ضجه و ناله ندارد اختیاری

رود سوی برادر کند گریه و زاری

که ای یاور زینب مرا وا نگذاری

تو را بعد شهادت نه قبری و مزاری

امان از دل زینب که خون شد دل زینب

شده دشت و بیابان چرا منزل زینب؟

شود کشته حسینش به مقابل زینب

چرا داغ برادر شده شامل زینب؟

همه سر به گریبان سکینه شده گریان

نگاهش سوی باباو اشکش شده باران

که ای محرم رازم بیبن حال غریبم

رسان قطره آبی بر اکبر نالان

شده وقت یتیمی برای من و طفلان

چرا عمه زارم کند گیس پریشان

عزیز تو سگینه نهد سر به بیابان

|+|
نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 12:26
لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک................ان الهمد ونعمته ولعلملک لا شریک لک لبیک 

این عید سعید و عزیز رو به تمام مسلمانان و هموطنان عزیزم تبریک عرض می کنم



عید سعید قربان:
سٿر حج در حقيقت يك هجرت بزرگ است ، يك سٿر الهي است ، يك ميدان گسترده خودسازي و جهاد اكبر است .

هنگامي كه در قربانگاه در سرزمين مني ميآئيم تعجب ميكنيم اين همه قرباني براي چيست ؟ اصولا مكر ذبح حيوان ميتواند حلقهاي از مجموعه يك عبادت باشد ؟ ! اما هنگامي كه مساله قرباني ابراهيم را به خاطر ميآوريم كه عزيزترين عزيزانش و شيرينترين ثمره عمرش را در اين ميدان در راه خدا ايثار كرد ، و بعدا سنتي به عنوان قرباني در مني به وجود آمد ، به ٿلسٿه اين كار پي ميبريم .

قرباني كردن رمز گذشت از همه چيز در راه معبود است ، قرباني كردن مظهري است براي تهي نمودن قلب از غير ياد خدا ، و هنگامي ميتوان از اين مناسك بهره تربيتي كاٿي گرٿت كه تمام صحنه ذبح اسماعيل و روحيات اين بدر و بسر به هنگام قرباني در نظر مجسم شود ، و آن روحيات در وجود انسان پرتو اٿكن گردد .

|+|
نوشته شده توسط عاشق در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 13:4